واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
695
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
بوده نيز لحن محتاطانهاى داشته . رسول امير سجستان در شهرستانه با آتسز ديدار كرد . و در يك شهر ديگر خراسان يعنى خبوشان ملاقات دوستانهاى ميان آتسز و محمود صورت گرفت . در اواخر ماه ربيع الاول ( ماه مه ) نجم الملك لاوخى [ ؟ ] ( وثاق باشى ، رجوع شود به ص 490 ) افسر نگهبان سنجر با نامهء سلطان سررسيد « 1 » . آتسز پس از ورود محمود ، در انتظار آمدن اميران سجستان و غور بود كه فرمود نامهاى به طوطى بك پيشواى غزان نويسند . اين نامه « 2 » يكى از بهترين نمونههاى سبك نگارش سياستمداران شرقى مىباشد . دربارهء اسارت سنجر سخنى در آن گفته نشده . برعكس ، نوشته شده كه چون دستجات غزان وارد خراسان شدند و خدام دولت به مرو نقل مكان كردند ، سلطان نيز مىتوانست حركت كرده برود . زيرا كه « همهء زمينها تا اقصاى روم به او تعلق داشته و دارد » . اما « سلطان جهان » دستجات غزان را از آن خود مىدانسته و از روى اصالت پادشاهى و رحمت و عطوفت به رعايا به ايشان استظهار جست و « به اختيار » به ميان ايشان رفت . غزان اين تفقد سلطان را ارج ننهادند و لوازم « احترام به درگاه مقدس » را مرعى نداشتند و بدين سبب سلطان ناچار از نزد ايشان رفت و آنان را « به حال خود گذاشت » . اين مسئله پيش مىآيد كه اكنون قصد چه كار دارند . ديگر نمىتوانند هر روزه از شهرى به شهر ديگر نقل مكان كنند زيرا كه فقط « به احترام اقامت سلطان در ميان ايشان » اجازه داده بودند كه شهرهاى خراسان را به تصرف درآورند . اگر همهء نيروهاى خود را در ناحيهء بلخ ( كه پيش از عصيان زمينى در آنجا به ايشان داده شده بوده ) گرد آورند نيز اين عمل از طرف ايشان بخردانه نبوده از ادب
--> ( 1 ) - « متون » ، ص 28 - 27 ( انشاء ) ( 2 ) - همانجا ، ص 29 - 28 ( انشاء )